مرا صد راز در دل بود شب جایی که من بودم
که شرح اش سخت مشکل بود شب جایی که من بودم
سرا پا اشتیاق سوختن بودی مرا در سر
تن و جان شمع محفل بود شب جایی که من بودم
میان ما و آن محبوب روحانی در آن محفل
رقیب سفله حایل بود شب جایی که من بودم
به بوستان محبت جان و تن شد تارو پود عشق
رگ جان ساق سنبل بود شب جایی که من بودم
محمد ساحل امید و من در گیر طوفان ها
دو چشمم سوی ساحل بود شب جایی که من بودم
مرا صد مشکل آسان گشت از آن بزم عرفانی
علی حلال مشکل بود شب جایی که من بودم
شود گر رهنمون لطف حبیبم اندرین گرداب
که کشتی پای در گل بود شب جایی که من بودم
تپیدن، سوختن، افتادن و جان کندن و مردن
دلم چون مرغ بسمل بود شب جایی که من بودم
ز انسان تا ملایک سالکان راه حق یکسر
خدا خود پیر کامل بود شب جایی که من بودم
.: Weblog Themes By Pichak :.